عکس های جدید

خرید بک لینک

 
گفتم خدایا سوالی دارم

گفت: بپرس

پرسیدم چرا وقتی شادم همه با من میخندند ولی

وقتی ناراحتم کسی با من نمیگرید؟!

جواب داد:

شادی را برای جمع کردن دوست آفریده ام ولی

غم را برای انتخاب بهترین دوست

 
 

 
شاگرد ممتاز خدا
تو کلاس درس خدا ؛ اونی که ناله میکنه رد میشه، 

اونیکه صبر میکنه قبول میشه، 

اما اونیکه شکر میکنه شاگرد ممتاز میشه !

بیا این هفته شاگرد ممتاز باشیم...

 
 

 
هوامونو داشته باش خدا
يه وقتايي آدم بايد سرشو بلند كنه، زل بزنه به آسمون، لبخند بزنه

و
بگه: خدا خيلي مخلصيم، هوامونو داشته باش ما هم تنهاییم...

 
 

 

 
 
تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلورت" مهمه...!

اهل کجا بودنت مهم نیست ،"اهل و بجا" بودنت مهمه...!

منطقه زندگیت مهم نیست،"منطق زندگیت" مهمه...!

و گذشته زندگیت مهم نیست ، امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی



 
گر چه آدم زنده بود ، اما...
از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید

آدمیت مرد

گرچه آدم زنده بود

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود

بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب

گشت و گشت

قرنها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغ

آدمیت برنگشت...

 

|+| نوشته شده توسط alirezaabdolahnejad در جمعه 1392/01/02  | نظر بدهید
 
     
     
 
 سال نو مبارک
بهــــــار
نرم نرمک میرسد اینک بهـــــــــار

خوش به حال غنچه های نیمه باز

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست...

"فریدون مشیری"


 

 
 

11 ماه گذشت...

بعضیا دلشون شکست...

بعضیا دل شکوندن...

خیلیا عاشق شدن و خیلیا تنهــــا...

خیلیا از بینمون رفتن...

خیلیا بینمون اومدن...

گریه کردیم و خندیدیم...

زندگی بر خلاف آرزوهامون گذشت...

تقریبا یه هفته مونده از همه ی اون خاطره ها !

 آرزو دارم نوروزی که پیش رو دارید آغاز روزایی باشه که آرزو دارید 


 
مرحوم خسرو شکیبایی

 
در تماشاخانه ی دنیا

صحنه های زشت و زیبا 

در تماشاخانه ی دنیا 

فراوان است

چهره آرایِ جهان

نقش آفرینِ عشق و مرگ

صحنه ها را کارگردان است...

"فریدون مشیری"

 
حکمت...

چه دلمان بخواهد،

چه دلمان نخواهد،

خدا یک وقت هایی دلش نمیخواهد،

ما چیزی را که دلمان میخواهد

داشته باشیم...

 
باغبانی پیرم...
باغبانی پیرم ، که به غیر از گلها از همه دلگیرم

کوله ام غرق غم است، آدم خوب کم است

عده ای بی خبرند، عده ای کور و کرند

اندکی هم پکرند و میان رفقا، عده ای همچو شما تاج سرند!


|+| نوشته شده توسط alirezaabdolahnejad در جمعه 1392/01/02  | نظر بدهید
 
     
     
 
 


تصور میکنم به عینک نیاز دارم !


چون این روزها خیلی از آدم ها را با دو چهره میبینم ...!!

[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 5:30 ] [ ]

پرسید : ناهار چی داریم مادر ؟

مادر گفت : باقالی پلو با ماهی
 
با خنده رو به مادر کرد و گفت :
 
 ما امروز این ماهی ها را می خوریم
 
و یه روزی این ماهی ها ما را می خورند
 
چند وقت بعد ..عملیات والفجر 8 ... 

درون اروند رود گم شد ...
 
و مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد .....
[ یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 ] [ 1:5 ] [ ]


دلم آسمان “جمعه” است ، می گیرد و نمی بارد

[ جمعه یازدهم اسفند 1391 ] [ 17:55 ] [ ]

 

 اگر حجاب ظهورت وجود پست من است

 
خدا كند كه بميرم...
[ جمعه یازدهم اسفند 1391 ] [ 17:13 ] [ ]


قدیما هزار ساعت عشق بود و

 
یک بوسه یواشکی...

الان هزار ساعت بوسه علنی هست  و

 
دریغ از یه لحظه عشق...
[ پنجشنبه دهم اسفند 1391 ] [ 12:18 ] [ ]

 

به دنبال ویلچری هستم برای روزگار !


ظاهرا پایی برای راه آمدن با ما ندارد ...!

[ سه شنبه هشتم اسفند 1391 ] [ 5:0 ] [ ]

عادت می کنیم

به اعتصاب غذای ناخواسته
 
وقتی

بابا نان ندارد !
[ دوشنبه هفتم اسفند 1391 ] [ 5:10 ] [ ]

 

برداشت از شما ...


[ دوشنبه هفتم اسفند 1391 ] [ 5:0 ] [ ]

 


ناصحم گفت که " جز غم، چه هنر دارد عشق؟؟"


برو ای خواجه ی عاقل،هنری بهتر ازین....

 

"حضرت حافظ"

 

[ یکشنبه ششم اسفند 1391 ] [ 9:30 ] [ ]


چه خیاط ماهری است روزگار ...


که دل هیچکسی را برای من تنگ نیافرید ...!

[ یکشنبه ششم اسفند 1391 ] [ 4:35 ] [ ]


 

 

پيته لتكا

دريودم دكت دكت خارنه…

اته مرد دوا دريا ره هاوزيمه

PITEH  LETKA

DRYUO  DAM DEKET DEKET KHARNEH

ATEH MARD DAVA DARYARE HAVEZEMEH

 

قايق كهنه

كنار دريا تكان تكان مي خورد…

 اگر يك مرد بود دريا را در مي نورديدم

(تاآن سوي دريا مي رفتم ) 

[ شنبه پنجم اسفند 1391 ] [ 14:15 ] [ ]


چه زیبا میگفت اون پیرمرد....

 این روزها آدما رو راحـــت میشه خــرید
 
چیزی که خریدنش سخته، مرغ و گوشــت و برنجه..!!
[ شنبه پنجم اسفند 1391 ] [ 4:50 ] [ ]


فهمیده ام که خیلی وقت ها؛

 

گناه نکردن، نتیجه ی فراهم نبودن «موقعیت» است

 

توهمِ «تقوا» برم ندارد ...!

 

|+| نوشته شده توسط alirezaabdolahnejad در جمعه 1392/01/02  | نظر بدهید
 
     
     
 
 

خسته شدم از آدم هایی که ،

اینقدر صادقانه ...

دروغ می گویند !!!
[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 ] [ 12:51 ] [ ]

ما را در سایت alirezaabdolahnejad دنبال می‌کنید

برچسب: alirezaabdolahnejad, نویسنده: alirezaabdolahnejad بازدید: 106 تاريخ: چهارشنبه 14 / 1 ساعت: 3:09

صفحه بندی